X
تبلیغات
شعر - فقر

شعر

اشعار صدیقه اسلامی

 

 پیتزای تازه

 نان خشک

 فرق بسیار است

 خواهر جان

 برادر جان

 روزگاری دوستم می گفت

 کوچه هامان رو به بن بست است

 چون پست است

  آنکه باید بر بلندی بانگ بردارد

 دستهای خالی بسیار

 چشم های وحشی بیمار

 میشناسم

  آب را

  آیینه را

  اما

  آه ای پروانه های صبحگاه روشن ادراک

  من همیشه از سگان هار میترسم

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 8:17 توسط صدیقه اسلامی|


آخرين مطالب
» مانفهميديم دستور ِ زبان ِ عشق را
» دارم به شانه هاي ِ خدا فكر مي كنم
» آغوش خدا امن ترين جاي جهان است
» دستان ِ تو از تيره ي ِ هر برگ ِ خزنده
» در من مدينه فاضله هايي بنا شده
» چهار رباعی
» چاپ مجموعه شعر صديقه اسلامي
» رباعی
» رباعی
» رباعی

Design By : Pichak